غزلی تازه
به قولِ فرهاد،
شنبه
"روزِ بی حوصلگی است"
و از قرارِ معلوم
قرار است
این بی حوصلگی
گریبانِ کلِ هفته و ماه و سال را
بگیرد!
4 مهر
زنگ زدم به میم
نه
او به گوشیِ من زنگ زد،
با شماره ای ناشناس
از کرج
و گفت
قرار است 14 روز دیگر
که بشود فردا و هجدهم مهر
به اینجا بیاید
و گفت
این روزها، هر کدام، برایش
به قدرِ یک سال می گذرد
"باور می کنی؟"
از زبان او
و من، بی شک، باور می کردم!
امروز به او پیام دادم
تبریک بابتِ فرا رسیدنِ فردا
هم تولدت
و هم آمدنت
إن شاء الله ...
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۳۹۵ ساعت 19:49 توسط شاهزاده جوان
|
تا اهلی شدن ...