ره آورد جاده (1) ...
* باران باش ببار ... نپرس پیاله های خالی از آن کیست
* برای آرزوهایی که می میرند ؛ سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد ...
* گذشت زمان ، غارت گر خاطرات
* بی سرزمین تر از باد
* اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست
* به دریا رفته می داند مصیبت های طوفان را
* باران ببار که دلم هوای یارم کرده است
* کاش همسایه ام بودی
* تا خاک نشدی خاکی باش
* ای دریغ ... ناگهان فردا رسید ...
* اگر روزی خشایاری مزن آتش به قصر روم
که در قنداقه ی آیندگان اسکندری هم هست
+ نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 19:12 توسط شاهزاده جوان
|
تا اهلی شدن ...