.Sometimes the hating has to stop


از اولین لحظه ای که خلاصه ی فیلم رو خوندم، حس کردم این فیلم قراره با یه قتل به پایان برسه؛
یه قتلِ بی محاکمه
یه قتلِ از پیش تبرئه شده
یه قتلِ کاملا مجاز!

این چند وقته یه همچین دادگاهی تو ذهنم تشکیل دادم،
و البته بیشترِ حقوق به نفعِ من بوده
ولی خب، هیئت منصفه هنوز رأیی صادره نکرده.

دارم فکر می کنم به این که؛
"بعضی وقتها، تنفر باید متوقف بشه"

قسمتِ جالبِ ماجرا اینجاست که
من معتقدم، همیشه باید نفرت متوقف بشه،
ولی خب،
فقط نمی تونم!

البته به طور سینوسی موفق می شم گاهی
ولی یه دفعه از دستم در می ره و منحنی نزولی می شه ...
مشکل اینجاست
صعودش هم گاهی وحشت آوره!

در کل
آدم باید مردِ روزهای سخت باشه
...
من و تو می تونیم،
مگه نه؟!