چه ارتباط عجیبی هست بینِ
چشم و قلب؛
از چشم می ریزه،
ورمِ قلب، می شینه!

امروز
دو طرفِ پالتومو سفت نگه داشتم
ولی توانِ بستنِ دکمه هاشو نداشتم
که
قلبم نریزه کفِ خیابون ...

زمان که گذشت
تونستم دکمه ی سرِ قلبمو ببندم
...