از اینکه بعدها بخواد بگه؛
بچه ی محبوبِ مدرسه بودم،
کمی حال به هم زنه!

حس می کنم شبیه اول ابتدایی هام
یه کتاب دستمه و اما
نمی تونم از کلمه هاش کمک بگیرم و
بخونمش،
چه زندگی پر از راهنمایی و
بی، سوادی ...


این روزا می دونی چه طوری شدم
هر چیزی که نیاز به کوچیک ترین توضیح داشته باشه
از دیده ی خلق
پنهان می کنم
سی دی و کاغذ و مسواک و ...
چیکار کنم،
حوصله ی شرح ندارم!