گاهی وقت ها که دیوونه می شم
فقط خودِ خدا باید نجاتم بده

مثل الان که از پنجره خیره شدم
به
کوچه و تیربرق ها و درخت ها و نورها و ...

و دارم زندگی رو با دوهزار سال قبل مقایسه می کنم