دوست دارم
یه مداد B6 بردارم
جدی جدی
یه ضربدر
بکشم رو صورتِ خودم

به هر طریقی شده
مدتی محو بشم
که نه دلم اینجارو می خواد و
نه خونه رو

تو دلم بود برم مشهد
ولی خب
از دوره ام مونده
کارای پروپوزالم هم ذهنمو درگیر کرده

دیشب مُردم
پری شب بیزار شدم از آدم ها
روزش نمی دونم چرا داشتم خفه می شدم

روزها از کنار هم می گذره
و خداروشکر
هنوز خوب نشدم

مرگِ دیشب خوب بود!


- همه می گن جنون دارم ...