احساس ِ سوختن به تماشا نمی شود
گفت؛
می خواهم امشب را برایم جاودانه کنی
گفتم؛
آخر لپ تاپ داغ کرده
گفت؛
تو که داغ نکردی
با خودم فکر کردم، من، واقعا داغ نکرده ام؟
چرا
داغ بودم و
عاشقش شدم
و هنوز دارد بخار از سرم بلند می شود
سرد نشده بودم
فقط سوخته بودم
خاکسترم حتی
داشت آتش می گرفت
*****************************
گفتم؛ یک اعتراف!
گفت؛ بگو
- من اشتباه کردم؟
+این که شد سؤال، گفتی اعتراف
- به دادم نمی رسی
+ چی می گی؟
- عشقت اشتباه بود؟
+ نه
- خیلی محکم می گی، ولی من اینقد محکم نیستم
راستی
همسایه به مادر گفت
----- مثل گذشته ها نیست
مثل گذشته مغرور!
+ تو که می دونی این به من ربط نداره، این واسه یه عشق دیگه ته
- من اشتباه کردم.
+ خبری بود؟
- شک دارم
+ شک نابودت کرد!
- می شه بمونم؟
+ تکلیفت با خودت مشخص نیست
- آخه...!
+نگو می دونم
- من هرگز عاشق نبودم نه؟
+ چرا یه جاهایی بودی
- خسته ام، می خوام بخوابم
+ بس نیست؟
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط شاهزاده جوان
|
تا اهلی شدن ...