چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی ...
یه هم اتاقیم گفت حافظ سنی بود؟
اون یکی گفت نع ...
بعد گفت ولی مولوی سنی بود
با لبخند نیگاش کردم
هی می گفت بگو دیگه
هی من لبخند می زدم
هم کلاسیمم که بود حرفی که زد فهمیدم همدلِ لبخندهای منه
بهش گفتم مرسی که درک می کنی
هم اتاقیم گفت خب بگین دیگه
گفتم نمی دونم منظورت از سنی چیه
مهم حب علی هست که باید تو دل باشه
گفت مولوی درباره امام علی شعر هم داره
گفتم آره؛ او خدو انداخت بر روی علی ...
زدم تو اینترنت جست و جو تا بالاخره پیداش کردم
از علی آموز اخلاص عمل
شیر حق را دان مطهر از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت
زود شمشیری بر آورد و شتافت
او خدو انداخت در روی علی
افتخار هر نبی و هر ولی
...
به این بیت رسیدم که یهو یکی از هم واحدی هام که نزدیک درِ اتاقِ باز ما بود
تکرار کرد
او خدو انداخت در روی علی
افتخار هر نبی و هر ولی
آن خدو زد بر رخی که روی ماه
سجده آرد پیش او در سجده گاه
...
از شنیدن صداش هم کِیف کردم و هم
خشکم زد
همونی بود که می گفتن اهل سنته
- اهل سنت و اهل تشیع نداره
حرف، حرفِ حُبِّ علی ِ ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:21 توسط شاهزاده جوان
|
تا اهلی شدن ...