گاهی عُجب بعضی چیزها تو رو می گیره
مثلا" همین جواب ندادن من به پیام
درسته شارژ ندارم
ولی خب؛ چرا جواب نمی دم؟ این مهمه!

عُجب دیگه ای که میاد و گلوتو قلقلک می ده
برمی گرده به لبخند ته یک پیام پر از درد

عُجب دیگه دیدن ترکیدن بغض
و کاری نکردنه!

عُجب دیگه
حسرتی هست برای یکی، که دردی هست برای دیگری

عُجب ها زیادن
اصلا کلمه ی "عُجب"
حق اون چیزی که می خواستم بگمو ادا می کنه؟!