من ته نشین استکان زندگیم
من آخرین مرده ی مرده شورخانه

من آخرین نفسهای پیرزن خیره به پنجره ی خانه ی رو به رویی
من عصای پیرمرد خیابان های پاییزی

من آن کسی هستم که
انتظار چک کردن ایمیل هم اتاقیش
شاعرش کرده

من ستاره ی شب های بلند بی تو بودنم

تویی که مدت ها در خودم دنبالش گشتم
تویی که من نشدم ...
منی که تو



- تو هم مث غریبه ها .............................................................