من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی؛ فقط همین!
من ته نشین استکان زندگیم
من آخرین مرده ی مرده شورخانه
من آخرین نفسهای پیرزن خیره به پنجره ی خانه ی رو به رویی
من عصای پیرمرد خیابان های پاییزی
من آن کسی هستم که
انتظار چک کردن ایمیل هم اتاقیش
شاعرش کرده
من ستاره ی شب های بلند بی تو بودنم
تویی که مدت ها در خودم دنبالش گشتم
تویی که من نشدم ...
منی که تو
- تو هم مث غریبه ها .............................................................
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:0 توسط شاهزاده جوان
|
تا اهلی شدن ...