می نویسم
می دونم نمی خونی
برای خودتم نمی تونم بیام بنویسم
حداقل می دونم این چند روز این حوالی نیستی

تو در دنیای حقیقیِ جمعِ ما مجازی بودی
حالا تو دنیای مجازی از حقایق درونت می نویسی
کاش می شد که حرف بزنی
کاش می تونستی

کاش می تونستم برات کت و شلوار بخرم
که این هفته اون طوری که می خوای ...
کاش می تونستم به روح درد کشیده ات آرامش ببخشم
کاش ...
درد زیاده و مجال این دل های سرگردان، کم!

چهارشنبه 1392/07/03
سمت راست این رایانه با پنجره های هفت نوشته شایدم هشت


تو یه استانیم و دور از هم!