به خاطر خودم!
هميشه سعيم بود
تو را
براي خودت بخواهم
نه هيچ چيز ديگري!
کاش خيلي چيزها را ياد مي گرفتيم
که بايد براي ياد گرفتنشان
درس و کلاس را دور مي زديم
و از خيابان هاي پشت مدرسه
سر در مي آورديم
بايد ياد مي گرفتيم
کسي را آنقدر در ذهنمان بالا نبريم
آنقدر برايش صفت نسازيم
در ذهن خودمان
آنقدر به او آب و رنگ ندهيم
که وقتي
1 درجه متفاوت شد با مقياس هايمان
او را
از آن بالا بکوبيم زمين
خط خطي اش کنيم
وقتي نتوانستيم آب و رنگش را پاک کنيم!
گاهي نياز است
برخي از تصوراتمان را پاک کنيم
تا
انسان باشيم
همراه باشيم
مرهم باشيم
وقتي نيازمان دارند
...
يک جرعه سکوت مي خواهم
با چاشني فرياد!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 16:18 توسط شاهزاده جوان
|
تا اهلی شدن ...