شاید نخواستی بشنوم
ولی شنیدم
آن زمان که گفتی
باتو هستم
باتو می مانم
حتی
تمام لحظه هایی که تو با من نیستی

خودم را به آن راه زدم
همان راه معروفی که
از کوچه ی علی چپ
می گذرد

مگر ممکن است
هر جا بروم
هر کاری که خواستم بکنم
حتی ...
آن وقت تو
تنهایم نگذاری

با خودم می خندیدم
چه خوش خیال است!
یا فکر کرده
من
خوش خیالم

اما
نه من
نه تو
هیچ کداممان خوش خیال نبودیم
تو بودی
هر کجا که بودم
هر کجا که می رفتم
تو بودی
در تمام لحظات
تو ...

دوست دارم دستت را ببری بالا
و محکم روی صورتم پیاده کنی
فکر کنم تو هم خوب می دانی
بعضی اوقات
چقدر یک سیلی
حال مرا خوب می کند

...