این آخرین غروبیه که در دیار بودم
البته استانم
نه شهرم



کمی لبخند بزن
کمی بخند
تو برای قهقهه آفریده شده ای
نه جنگ ابروها

شادی را در کف دست قلبت بگذار
و مچش را ببند
تا خوب لمسش کند

تو را به مهمانی شادی هایم دعوت خواهم کرد
شرط ورود
شادمانی توست


_ آرزوی لبخند واقعی براتون دارم

_ اینجا اصفهان!

دیشب دوستم پیام داد
" بعدا تو وبلاگت بنویس
امشب رعد و برق زد، ... "

آخه خیلی دوست دارم
و تو اولین نوشته ی سال قبلم هم نوشتم

اولین رعد و برق پارسال شهرم 15 فروردین بود
و امسال 20