آخر
به خرابی صفحه کلیدمان دهن کجی کردم
و سعی دارم بنویسم
19:12
حالم خوب نیست
و من حالم خیلی خوب است
چون این حالم را دوست دارم

اینطور مواقع قوی ترم
چون بی رحم ترم

صبح که به داخل شهر روانه شدم
شلوغی اش
حالم را خراب کرد

بعد

برای خوشی و شادی همه
دعا کردم
اما خودم
هر چه سریع تر می خواستم از آن فضا
کناره بگیرم

من امروز یاد گرفتم
که من
هرگز نباید غمی داشته باشم
و باید پنهانی مِی بخورم ...
مانند تمام آموزش های تا به حالم ...

دوست دارم امشب
آرام بمیرم
فقط مادرم ...
...

- چقدر این گفتنش سخته

- دوستان خودتون رو درگیر نکنید
خوبم، خیلی خوب
شما مسلما" به اندازه ی خودتون مسأله دارید
و حق ندارید حتی یک آه بخاطر من بکشید

در پناه خدا باشه قلب ها تون
19:22
سرعت نوشتنم خوب بود:)